Tayyebi's Blog
Search Hashtags: soon فا en
Categories,
Category 2,
Cate 3

کلاس ریاضی

همانطور که در «داستان اعداد» گفتم، ریاضی که عوام می‌شناسند، مدل کردن دنیایی کوچک در دنیایی کوچکتر و بررسی آن است و شاید لزوما به کاربردی در جهانی که دیگران در آن زندگی می‌کنند ختم نشود.

احتمالا به همین دلیل است که دانشمندانی که به این عوالم علاقه نشان می‌دهند، با وجود درک عمیق‌تری که از پدیده‌ها و مفاهیم دارند اما زندگی اجتماع آن‌ها الگوی مناسبی برای تربیت کودکان به نظر نمی‌رسد.

یکی از دلایلش شاید همان کلاس ریاضی بود که معلم پرسید اگر علی سه تخم مرغ داشته باشد و دو تای آن از دستش بیافتد چند تخم مرغ خواهد داشت؟ در آن لحظه که با خود می‌گفتید، حتما علی باید خیلی ناراحت باشد، ناگهان یک نفر از ردیف جلوی کلاس دست بلند می‌کرد و می‌گفت «آقا اجازه؟ یکی!» و معلم او را تشویق می‌کرد. او توانسته بود دنیای بسیار کوچکی در حد فهم همه‌ی مرده‌ها و زنده‌ها بسازد که در آن علی نه می‌خندد، نه شاد است، و نه حتی انسان است. حتی اگر ریز بشویم، علی حتی دست هم ندارد. «دست» اینجا یک متا دیتا است که فعلا قرار نیست به کار بیاید و از آن صرف نظر می‌کنیم. علی از نظر جبری یک عامل است. که برای یک کار خلق شده. انداختن دو تا از سه تخم مرغ. حتی این اسم هم یک متادیتای دیگر است چون اگر مسئله را از این خلاصه‌تر کنیم، باز هم از محدوده‌ی درک یک کودک خارج می‌شود. تخم‌مرغ‌ها هم همینطور هستند. آن‌ها وجود ندارند. آن می‌توانند سالم باشند، یا شکسته. تخم‌مرغ‌های این جهان کوچک نمی‌توانند کج باشند، رنگی باشند، دو زرده باشند، رسمی باشند یا ماشینی. آن‌ها فقط یک خاصیت دارند: شکستگی.

این چهره‌ی بی‌رحم ریاضیست. زمانی که ترحم را هم یک متادیتا تصور می‌کند و گاهی وجود داشتن آن را در مسئله نه تنها ضروری نمی‌داند بلکه دست و پا گیر هم هست. به همین دلیل وقتی معلم با کمال خونسردی به دانش‌آموزی که هنوز به فکر گرسنگی علی بود، صفر داد، گفت: «صفر هم یک عدد است، مثل شش، مثل ده، مثل هفده، نوزده و بیست یا حتی هزار!»

datetime: 2020-06-18 10:41:43 author: tayyebi
About,
Meta content,
Author,
etc...