Tayyebi's Blog
Search Hashtags: soon فا en
Categories,
Category 2,
Cate 3

خانواده می‌خواهیم نه تیم

حال اقتصاد بد است

گردن کلفت‌ترین شرکت‌های استان دارند می‌نالند. دارم مراحل ورکشسته شدن یکی از غول‌های فناوری را به چشم می‌بینم. مدیران ارشدش دل بریده‌اند و فقط دارند سعی می‌کنند شکایتی باقی نگذارند. ما زیر ساخت نیستیم. یعنی کل صنعت فناوری اطلاعات در ایران زیر ساخت نیست. بجز یکی دو تا اپراتور و چند تا شرکت نرم‌افزاری که آخرش به بانک ختم می‌شود. فناوری اطلاعات در ایران فقط به اتوماسیون‌ها ختم شده است و شبکه‌های اجتماعی. خوب این یعنی چی؟ یعنی که اگر قرار باشد اوضاع بین‌المللی و فرهنگی به هم بریزد، اول از همه، گردشگری آسیب می‌بیند، بعد ما تعطیل می‌شویم و بعد از ما هم صنایع تولیدی سنگین. کار ما از جایی سخت‌تر می‌شود که کل کار ما حتی در دوره‌ی تولید هم «تحقیق و توسعه» است. یعنی مدیریت خاص خودش را می‌طلبد. همانطور که تیم تحقیق و توسعه مدیریت می‌شود. کار دانشی، کار عمیق می‌خواهد. کار عمیق، تمرکز حواس می‌خواهد، تمرکز حواس (بدون در نظر گرفتن استثنا‌ها و سوپر‌من‌ها) خیال آسوده می‌خواهد. برای خیال آسوده هم امنیت مالی، روانی و ... لازم است.

جنگ اقتصادی

معمولا اینطور است که شهرستان‌ها همیشه بعد از پایتخت دردشان می‌آید. یعنی ابتدا کارخانه‌های پایتخت ورشکسته می‌شوند، اول کارگران شهر ۱۶ میلیونی توی چرخ‌دنده‌های فشار زندگی له می‌شوند، بعد این موج به شهرستان‌ها می‌رسد.

اما در کار‌های «دانشی» می‌توان گفت این روند برعکس است. همیشه شهرستان عقب‌تر است (مگر در موارد استثنا که حساب نیست).

خلاصه که رکود سنگینی است. و اینجا چالش «اکوسیستم» هم داریم. اصولا کمبود هم‌زبان در این شرایط بیشتر درد دارد. اینکه فکر کنی تنها کسانی هستید که در این جبهه می‌جنگند، افتضاح است.

آرزو

«آرزو دلیل بر استعداد است». شاید اگر الهی‌قمشه‌ای این را بگوید، شیرین و شنیدنی باشد. من هم آرزویی دارم. شاید شنیدنی باشد. شاید استعدادش را داشته باشیم. شاید شدنی باشد. و شاید هم نه.

اما بدجور دلم می‌خواهد یک پیمان داشته باشیم. همه بیاند و پیمان ببندیم که چریک‌های جنگ اقتصادی باشیم. جبهه‌های جنگ هم از تحقیق و توسعه تا تولید محصول و علم کاوی باشد. مثل چمران معتقد و متخصص باشیم، مثل بهشتی جهان‌بینی داشته باشیم، مثل میرزا‌خانی دیوانه‌ی علم باشیم، مثل باقری عاقبت بین باشیم. در پیمانمان آمده باشد که بقای ما در گرو گروه بودن ماست. باید کنار هم باشیم. سلسله مراتبی نباشد مگر به خاطر تخصص و دلسوزی. و برای هم کار کنیم و گروه در اولیت باشد.

نجات

اگر پیروز باشیم و یا «بازنده»، ما نجات یافته‌ایم. با همیم و برای همیم. «همه» باهمیم و برای همیم.

چگونه

این بزرگترین سوال این ساعت‌های من است. کجا جمعی در این حد پاک‌باز پیدا می‌شود؟

datetime: 2020-01-30 22:18:58 author: tayyebi
About,
Meta content,
Author,
etc...