پایان میهن‌بلاگ

میهن‌بلاگ (mihanblog.com) تعطیل خواهد شد. و این خبر دل ما را سوزاند. بیاید قصه و درس و عبرت‌هایش را مرور کنیم.

توضیح میهن‌بلاگ:

اطلاعیه‌ی پایان فعالیت میهن‌بلاگ
کاربران و همراهان قدیمی و جدید میهن بلاگ، سلام
از اینکه مجبور هستیم به زودی از شما خداحافظی کنیم متاسفیم.
دشواری نظارت بر محتوا و نظرات سایت ، قدیمی شدن نرم افزار سایت و عدم وجود توجیه کافی برای سرمایه گزاری مجدد جهت خرید سرورهای تازه و تولید نرم افزار جدید ما را مجبور به اخذ این تصمیم کرد.
از کاربران محترم خواهشمندیم تا تاریخ ٣٠ آذرماه درصورت علاقه از محتوای خود پشتیبان و یا کپی بردارند. در تاریخ ٣٠ آذر سرورهای سایت خاموش خواهند شد.
از همراهی شما در سالهای طولانی زندگی سایت میهن بلاگ متشکریم و امیدواریم سایر سرویس های ایرانی پاسخگوی نیاز کاربران عزیز ما باشند.
سایت میهن بلاگ (رسانه فروردین)

 

شرح قصه و دیدگاه‌ها

پدیده‌ی جدیدی نیست که یک سرویس اینترنتی، به دلایل مدیریتی (استراتژی، اقتصادی، و …) از سرویس خارج می‌شود. چند‌ماه پیش بود که گوگل‌پلاس هم رمان دلنشینش را  با پایانی باز به پایان رساند.

تیم میهن‌بلاگ در بیانیه و پاسخ‌هایی که به نظرات مخاطبان داده است، اعلام کرده که دلایل مالی، فشار‌های نظارتی، و پیچیدگی فنی محصول باعث شده تا نه بتوانند به سرویس‌دهی ادامه دهند و یا آن‌را به دیگران انتقال دهند. حتی این آزاد کردن جان، به قدری ضروری و فوری است که چند ماه فرصت برای تعامل با دیگر سرویس‌دهنده‌های جایگزین وجود ندارد تا بتوانند مکانیزمی برای انتقال داده‌های کاربران تعبیه کنند.

واکنش‌های مخاطبان تامل برانگیز است:

  • دیدگاه افرادی که از میهن‌بلاگ برای آرشیو کردن مطالب خود و «زودتر گفته بودیم»هایشان استفاده می‌کردند: این افراد اکیدا متضرر شده بودند چرا که حالا اعتبار تمامی لینک‌هایشان از بین رفته است. البته اگر با (archive.org) آشنایی نداشته باشند.
  • دیدگاه افرادی که از میهن‌بلاگ برای رساندن صدای خود استفاده می‌کردند: به سادگی حرف از مهاجرت به دیگر مدیوم‌ها و سرویس‌دهنده‌ها می‌زنند.
  • دیدگاه فعالان حوزه‌ی نرم‌افزار آزاد اما بسیار جالب است. آن‌ها معتقدند مادامی که از سرویس‌های متمرکز (Centralized) استفاده می‌کنید این خطر بیخ گوش شماست و از آن گریزی نیست. لازم به ذکر است که معماری توزیع شده (Distributed) بحثی متفاوت از «متن باز» (Open Source) بودن یا «آزاد» بودن و یا «رایگان» بودن است. در نظر داشته باشید که ویکی‌پیدا که از نرم‌افزار «متن باز» استفاده می‌کند، به دلایلی فراتر از معماری و وضعیت انتشار سورس‌کد برنامه‌ی کامپیوتری خود، همچنان از طریق Donate‌ها التماس دعا دارد.
  • و دیدگاه مدیریت مالی افرادی که راهکار‌هایی مثل واگذاری محصول به شرکت دیگر ارائه داده بودند که البته گویا برای احیای کالبدی که دارد نفس‌های آخرش را می‌زند زیادی دیر شده باشد.

جمع‌بندی نظرات:

ابتدا لازم می‌دانم، به عنوان یک شهروند ایرانی، از تمامی فعالان این حوزه تقدیر کنم. برای کاری شایسته و کم نظیر یعنی فرهنگ‌سازی و ایجاد کانتکس ذهنی «وبلاگ‌نویسی»؛ یعنی هر کسی می‌تواند با کمترین هزینه بنویسد و «اعتماد جمعی»، اعتبار او خواهد بود. فراموش نمی‌کنم که این فرهنگ به حدی مورد قبول همگان بود، که حتی واحد‌های فرهنگی مدارس هم دانش‌آموزان را به ایجاد وبلاگ‌ها و «روزنامه دیواری‌های دیجیتال» تشویق می‌کردند و به لطف این سرویس‌ها «فضای مجازی» دومین عبارت پر‌استفاده بعد از «مسولین» برای همه‌ی مشکلات کشور نبود. مستقل از بسیاری از سانسور‌ها و انحصار‌هایی که بسیاری را مراجع بالادستی تعیین می‌کنند، باز هم معتقدم که میهن‌بلاگ، در کنار سایرین، به واسطه‌ی عادت دادن توده‌ی مردم به قلم، بسیار حضور ارزشمندی داشت چرا که قلم متمدنانه‌تر از شمشیر است.

تحلیل اولیه‌ی در تاریخ ۲۰ آذر ۹۹:

برای شرکت:

‍۱- شرکت‌ها اساسا تمایلی به عبرت گرفتن از اشتباهات پرتکرار تاریخی ندارند. و همیشه فجایع برای همسایه رخ می‌دهد. حدس می‌زنم اگر قصه‌ی میهن‌بلاگ بلاگ را دنبال کنیم به موارد تکراری بر بخوریم. مثل ساده شمردن «جانشین‌پروری»؛ جانشین، می‌تواند یک انسان باشد یا یک روند. برای روند‌ها باید جانشین انتخاب کرد و برای آدم‌ها هم همینطور. تشکیلات تراز یک، با مرگ مدیرانشان تمام نمی‌شوند. تشکیلات تراز یک با شکست روند‌هایشان تمام نمی‌شوند. برای مثال، زمانی که میهن‌بلاگ از روش تبلیغات کلیکی استفاده می‌کرد، این روش، مدرن و بهینه بود. روندی که ایشان را به این مدل درآمد‌زایی رسانده بود، کم کم فراموش شد و می‌توان گفت از آن روند هوشمندانه‌ی تحقیق و توسعه فقط یک‌بار استفاده شد. سوالی که کسب‌و‌کار‌ها باید از خود بپرسند این است که چرا فرایند‌ها و روند‌های دائمی را پس از یک‌بار موفقیت، بازنشسته می‌کنند و برای آن‌ها جانشینی در نظر نمی‌گیرند؟

برای مخاطبان:

۱- انتخاب کردن مدیومی بدون پشتیبان و قرار دادن همه‌ی تخم‌مرغ‌ها در سبد منطقی به نظر نمی‌آید.

۲- از سرویس‌دهنده‌ای خدمت بگیرید که روزنامه‌ای فعال داشته باشد و شما را با جزئیات در جریان اتفاقات سرویس قرار دهد.

برای قانون و هرآنکس که خود را خادم مصرف کننده می‌خواند:

۱- مصرف کننده حق دارد تا به صورت شفاف از گردش مالی شرکت در بخش‌هایی که مربوط به سرویس ایشان می‌شود اطلاع داشته باشد و بتواند شخصا شیوه‌ی برنامه‌ریزی شرکت را بررسی کند. این داده‌ها باید چنان جامعیت داشته باشند که پیش‌بینی رویداد‌های پرتکرار را ممکن سازد. داده‌هایی مثل درامد شرکت، هزینه‌های موجود، تصمیم‌ها، جهت‌گیری‌ها، داده‌های فنی، و غیره.

برای مهندسان و مدیران فناوری اطلاعات:

۱- پس از سال‌ها فعالیت شرکت‌های بزرگ و سازمان‌های بین‌المللی برای ایجاد ساختار‌های مناسب یکپارچه‌سازی، استاندارد‌های ذخیره‌سازی، حق مشتری است تا از بابت انتقال اطلاعات و یکپارچه‌سازی امنیت خاطر داشته باشد.

در پایان؛

این اتفاق که امروز تلخ می‌نمایاند، هزاران راهکار باری پیشگیری داشت و دارد. در وهله‌ی اول راه‌کار‌های مدیریتی و در وهله‌ی دوم راه‌کار‌‌های مهندسی. شاید لازم است بیشتر وبلاگ بنویسیم و بیشتر وبلاگ بخوانیم. حتی اگر به ایستگاه پایانی رسیدیم، لازم باشد که برای جامعه، خودمان قصه‌ی خودمان را نقل کنیم.

Leave a Reply 0

Your email address will not be published. Required fields are marked *